شرافت

شرافت احتمالاً فاصلهٔ سکوت و کلام است در قبال فاقد شرافتانی که بسیاری از خلق یا دست کم تبلیغات جاری در اذهان بزرگش می‌پندارند یا به عرصهٔ پندار می‌کشند همچون آقای غزّالی، البتّه در مقام استادی ممکن است به شکلی عنوان گردد همچون سخنان اخیر آقای دکتر عبد الکریم سروش در خصوص آقای غزّالی. پیشتر احتمالاً اشاره داشته‌ایم در این باره که کتابی از آقای غزّالی به پایان صفحه و پاراگراف نخست در منظر ما نرسید گویی آقای غزّالی که در این ایّام به نظر شاگردی از غلطی چون آقای علی می‌رسند همه چیز را گرو وجود خویش خواسته و گرفته باشند، ما نیز کتاب را بستیم. نه و نه دقیقهٔ سه‌شنبه شانزده آذر هزار و چهارصد شمسی. چنین به گمان ما رسیده است، تغییر ویرگول به نقطه در پایان غزّالی جملهٔ مرتبط به آقای دکتر سروش، ویراست مختصر خطای نگارش در ایجاد فاصله بین احتمالاً و اشاره، یازده و هجده دقیقهٔ همین روز.

شانزده و بیست و هشت دقیقهٔ پنج‌شنبه چهار آذر هزار و چهارصد شمسی، پیشتر در این خصوص سخن به میان آمده است، مثالی از فیلم آخرین شواله که چنین تعریف می‌دارد، ما با شرافت به دنیا می‌آییم، نمی‌توانند از ما بگیرند نمی‌توانیم بخریم تنها نباید از دستش دهیم، این نگاه به شرافت به نظر مناسب می‌رسد، در گداری که فعلی بر شما اجبار می‌گردد مبلغی هم می‌ستانیم ما که به هر حال به این کار مجبوریم، شرافت آن مبلغ است، چنین به گمان ما رسیده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *